خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
836
نهج البلاغة ( فارسى )
نمودهاند تغيير ندهى ، و چون مختار ابن ابى عبيدهء ثقفىّ بمقام حكومت و امارت رسيد او را از كوفه بيرون نموده بدهى كه ساكنين آن يهود بودند فرستاد ، و چون حجّاج امير كوفه گرديد او را به كوفه باز گردانيده با اينكه پير مرد سالخوردهاى بود امر كرد بقضاء مشغول گردد ، او به جهت خوارى كه از مختار ديده بود درخواست نمود تا او را از قضاء عفو نمايد ، حجّاج پذيرفت ، خلاصه هفتاد و پنج سال قاضى بود فقط دو سال آخر عمر كنار ماند ، و در سنّ يك صد و بيست سالگى از دنيا رفت ) روايت شده كه شريح ابن حارث كه از جانب امير المؤمنين عليه السَّلام قاضى بود در زمان خلافت آن حضرت خانهاى را به هشتاد دينار خريد ، اين خبر كه به امام رسيد او را طلبيد و فرمود : 1 به من خبر رسيده كه تو خانهاى را به هشتاد دينار خريده و براى آن قباله نوشته و در آن چند تن را گواه گرفتهاى ، شريح عرض كرد يا امير المؤمنين چنين بوده است ، راوى گفت : حضرت به او نگاه شخص خشمگين نموده فرمود : 2 اى شريح بدان به زودى نزد تو مى آيد كسى ( عزرائيل ) كه قبالهات را نگاه نكند ، و از گواهت نپرسد تا اينكه ترا از آن خانه چشم باز ( حيران و سرگردان ، يا كوچ كننده ) بيرون برد ، و از همه چيز جدا به گورت بسپارد ، 3 پس اى شريح بنگر مبادا اين خانه را از مال غير خريده باشى ، يا بهاى آن را از غير حلال داده باشى كه در اين صورت زيان دنيا و آخرت بردهاى ( زيرا اگر از مال غير و حرام خريده باشى در دنيا بهرهاى كه بايد نمى برى و در آخرت هم گرفتار عذاب خواهى بود ) 4 آگاه باش اگر وقت خريد خانه پيش من آمده بودى براى تو قبالهاى مانند اين قباله ( كه در زير بيان مىشود ) مى نوشتم كه بخريد اين خانه بيك درهم چه جاى بالاتر ( هشتاد دينار ) رغبت نمى كردى ، و قباله اينست : 5 اين خانهاى است كه خريده بندهء خوار و پست از مردهاى كه ( كسى كه حتما خواهد مرد ، و از خانهاش ) بيرون شده براى كوچ ( به خانهء آخرت ) از او خانهاى را در سراى فريب ( دنيا ) كه جاى نيست شوندگان و نشانهء تباه گشتگان است خريده ، و اين خانه داراى چهار حدّ و گوشه است : حدّ اوّل به پيشآمدهاى ناگوار ( خرابى ، بيمارى ، گرفتارى ، دزدى ) منتهى مىشود ، و حدّ دوم بموجبات اندوهها ( مرگ عزيزان ، از دست رفتن خواسته و سرمايهها ) و حدّ سوم